عطر حضور تو

آفتاب بی رمق صبح پاییزی و چشم های تو که ازشون پرهیز می کردم.

دستهای قوی و کار کرده ی تو که ازشون پرهیز کردم!

در کنارت بودم و نبودم. صدات رو می شنیدم و نمی شنیدم. فقط گرمی صدات بود که نمی شد ازش فرار کرد!

و بالاخره غرق شدن توی صدای تو روی تصویری که بالاخره جون گرفته بود و در کنارم بود.

سروهای ساعی چه زیبا بودند اون روز!

Advertisements

یک پاسخ to “عطر حضور تو”

  1. abreshalvarpoosh Says:

    لیتل 🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: